چگونه هوش مصنوعی منجر به وقوع بحران های مالی و جنگ های اقتصادی می شود؟

1403/11/27 ۱:۲۳ ق٫ظ

چند روز پیش با همکارانم در حال صحبت بودیم و یکی از آن‌ها که فعال بازار سرمایه بود؛ گفت: «چند وقتیست که بازار سرمایه دارد منطقی رفتار می‌کند! یعنی این که دارد از الگوهای علمی و پیش‌بینی‌های منطقی موجود پیروی می‌کند و رفتارهای نامتعارف و ناشیانه در آن کم شده است.» و وقتی که درباره دلیلش صحبت کردیم به این نتیجه رسیدیم که اکثر افراد در حال استفاده از هوش مصنوعی برای تحلیل بازار سرمایه و انجام معاملات بر اساس تحلیل‌های آن هستند!

برایمان راحت‌تر است تا تصمیم‌گیری و تحلیل را به هوش مصنوعی بسپریم! در زمانمان صرفه‌جویی می‌شود. نگرش کامل‌تر و کلی‌تری را نسبت به بازار سرمایه‌ خواهیم داشت. چیزهایی را می‌بینیم که ندیده بودیم، اما…

اینگونه ناشیانه‌ی استفاده از هوش مصنوعی ممکن است چه عواقبی برایمان و بدتر از آن برای اقتصاد کشور داشته باشد؟

به تازگی مقاله‌ای در دایره‌ المعارف علوم اجتماعی الزیویر (Elsevier) منتشر شده است که به بررسی چگونگی خطرات اثرگذاری هوش مصنوعی در بازارهای مالی و اقتصادی می‌پردازد.

۱-رفتار گله‌ای

در هر موسسه مالی هم داده‌های یکسانی تولید می‌شود و هم از الگوریتم‌ها و فرمول‌های مشابهی برای تحلیل‌ آن داده‌ها استفاده می‌شود. حالا اگر همه‌ی این موسسات، افراد و… از الگوریتم‌های یکسان هوش مصنوعی استفاده کنند چه می‌شود؟ زمانی که اکثر مؤسسات و فعالان بازار سرمایه اقدامات مشابهی انجام دهند و به قول معروف گله‌ای رفتار کنند منجر به خرید و فروش همزمان، فروش‌های آتشین، احتکار نقدینگی یا کمبود اعتبار شده و در نتیجه به بحران مالی منتج می‌شود. چه کسی می‌تواند در مقابل گله‌ای که یک تصمیم مشابه را می‌گیرند مقاومت کند و برخلاف جهت رودی که پرسود است حرکت کند؟

۲-تصمیمات مغرضانه

مگر چقدر سخت است که با استفاده از الگوریتم‌های یادگیری ماشین هوش مصنوعی را به سمت خاصی جهت داد؟ مثلا از یک سهام حمایت شود و از سهامی دیگر نه؟ افراد در فضای شخصیشان و با مشورت با هوش مصنوعی تصمیم‌‌ می‌گیرند که در بازار سرمایه چه کنند. اما اگر نیرویی بیرون از این رابطه دو طرفه باشد و به هوش مصنوعی جهت دهد چه؟ آن موقع است که حذف رقبای تجاری و یا حتی دستکاری در اقتصاد کشورهایی که ممکن است برایمان تبدیل به مشکل شوند، ممکن است!

۳-لقمه‌ای که دور سر خواهد پیچید!

حل‌کردن یک معادله سخت برای ما کار سختیست اما برای هوش مصنوعی نه! برای همین است که در اکثر روش‌های محاسباتی سعی می‌کنیم تا به جای حل یک مسئله سخت، یک مسئله ساده‌تر را حل کنیم! ولی هوش مصنوعی همان مسیر سخت را پیش می‌رود. اما ما دنیای واقعی را بر اساس محاسبات ساده شده ساخته‌ایم! نه آن محاسبات پیچیده! پس ممکن است تحلیلی که هوش مصنوعی به ما می‌دهد، درست اما بر مبنای روش‌های محاسباتی باشد که ما زمانی تصمیم گرفته‌بودیم آن را ساده کنیم. در چنین شرایطی پیچیدگی تحلیل‌های هوش مصنوعی تنها می‌تواند منجر به پیچیده‌شدن شرایط و تصمیمات ضررزا شود.

۴- تصمیم‌گیری بر مبنای داده‌های گذشته

سیستم‌های هوش مصنوعی برای پیش‌بینی‌ها به داده‌های تاریخی گذشته تکیه می‌کنند. در طول یک بحران مالی، مؤسسات مالی ممکن است سیستم‌های هوش مصنوعی خود را با داده‌های فوری گذشته که نتیجه شوک‌ها در سیستم مالی و اقتصادی هستند، آموزش دهند. در نتیجه، سیستم هوش مصنوعی تصمیماتی تولید می‌کند که بحران موجود را بدتر می‌کند به جای اینکه آن را کاهش دهد چرا که این داده‌ها، بحران‌ کنونی را به خوبی منعکس نمی‌کنند و ممکن است دلایل و علت‌های منحصربه‌فرد خود  را داشته باشند. در نتیجه تصمیم‌های برون‌رفت از بحران نیز به همین اندازه نامناسب خواهند بود و ممکن است بحران موجود بدتر شود!

۵-کمبود داده‌های بحران‌های مالی گذشته

در کشورهای مختلف جهان احتمال دارد هر ۲۰ سال یکبار و یا در برخی از کشورهای مستعدتر، هر ۱۰ سال یکبار یک بحران مالی اقتصادی رخ دهد! یادمان باشد که ثبت داده‌ها و اطلاعات در دنیای دیجیتال در پیشرفته‌ترین کشورها نیز نهایتا قدمتی کمتر از نیم‌قرن دارد. چه برسد به کشورهای درحال‌ توسعه! در نتیجه، الگوریتم‌های هوش مصنوعی نمی‌توانند از یک مجموعه کلان داده از بحران‌های مالی گذشته یاد بگیرند و این محدودیت منجر به تحلیل‌ها و تصمیمات پیشنهادی گمراه کننده می‌شود.

۶-ابزارهای دیجیتال و هوش مصنوعی وقوع بحران را تسریع می‌کنند!

بر کسی پوشیده نیست که تکیه بر ابزارهای هوش مصنوعی و ابزارهای دیجیتال سرعت تصمیم‌گیری و اقدام را سریع‌تر می‌کند! حالا اگر سرمایه‌داران از یک بحران مالی اقتصادی آگاه شوند با سرعت بیشتری می‌توانند از تصمیمات محافظه‌کارانه آگاه شده و پول‌های خود را از طریق نرم‌افزارهای بانکی جابه‌جا کنند. همچنین یک بنگاه مالی اقصادی در آستانه بحران قریب الوقوع با سرعت بیشتری می‌تواند دست به تصمیماتی همچون تعدیل نیرو، فروش‌های آتشین، احتکار نقدینگی و… بزند. این رفتارهای سریع موجب ایجاد تنش فزاینده در بازار سرمایه می‌شوند و در نتیجه در مرداب بحران مالی و اقتصادی بیشتر فرو‌ می‌روند.

آیا واقعا راه حلی وجود دارد؟

در شرایط بحرانی مالی و اقتصادی هر کسی به دنبال حفظ کلاه خود است! هیچ کس حاضر نیست روی سهامی که در حال سقوط است سرمایه‌گذاری کند! خواه این سقوط دلایل واقعی داشته باشد و یا به دلیل دستکاری هوش مصنوعی پیش آمده باشد! تضمین امنیت ملی اقتصادی و پیشگیری از دخالت بیگانگان در جهت‌دهی به بازار سرمایه داخلی نیز یکی از تهدیدات بالقوه هوش مصنوعی است.

اینجاست که سیاستگذاران باید وارد شوند! یک ساختار نظارتی، با شناخت لازم و کافی از پتانسیل‌های مخرب هوش مصنوعی در بازارهای مالی و اقتصادی، می‌تواند قبل از وقوع بحران‌های اقتصادی وارد عمل شود. اختیارات لازم را از بازیگران بگیرد و کاری که درست است را انجام دهد.

از سویی دیگر باید نهادهای فرهنگی لازم وارد عمل شوند تا فرهنگسازی لازم در زمینه سواد دیجیتال، را برای آگاهی‌بخشی به نحوه استفاده و بارگذاری اطلاعات حساس در هوش مصنوعی به عموم آموزش دهند. از طرفی در چنین شرایطیست که با استفاده از ابزارهای فرهنگ جمعی، باید اکوسیستم سرمایه‌‎گذاری را از انجام رفتارهای استرس‌زا و سودجویانه و کسب سودهای ناپایدار کوتاه مدت بازداشت و فهم عمومی برای ایجاد نفع جمعی در بلندمدت ایجاد کرد.

دیدگاه تان را بنویسید

نظر خود را درباره این مقاله بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *